یه تابستونی به جای فوتبال بازی کردن و توپ جوبی. یهوعاشق ریاضی شدم. از مدرسه که بر می گشتم تا ساعت دوازده شب مساله ریاضی حل می کردم. هر کتاب ریاضی به دستم می رسید تک تک مسایلش رو حل می کردم از صفحه اول تا ورق آخر. مریض وار. زندگیم شش ماه بعد عوض شد. از شاگرد ششم کلاس تبدیل شدم به شاگرد اول کل مدرسه در تمام پایه ها. نوزده و هشتاد وهفت و بعد هم المپیاد و دانشگاه و ...
زندگیم به همین مسخرگی مسیرش عوض شد. چراش رو نمی دونم.
زندگیم به همین مسخرگی مسیرش عوض شد. چراش رو نمی دونم.
No comments:
Post a Comment