Wednesday, 20 January 2016

قطاب بیزنس

یه بار رفتیم قطاب خریدیم ببریم بفروشیم. با یکی از دوستهام بودم. سرمایه هم نصف نصف. این رفیق دریوث وسط راه هی دست می مالید به قطابها دستش نوچ می شد بعد انگشتش رو می لیسید. هر چی بهش گفتم دریوث اینجوری نکن گند زدی به قطابها می گفت معلوم نمی شه. تا ظهر تو خیابون پرسه زدیم هیچ کس از ما قطاب نخرید به خاطر اینکه شازده ریده بود به قطابها همه باد کرد روی دستمون. بعد من دهنش رو سرویس کردم که باید پول من رو بدی تو گند زدی به قطابها، من اینها رو الان حتی نمی تونم بخورم. با بدبختی و یک تومن یک تومن در طول یک ماه پولم رو ازش پس گرفتم. پنج تومن از پول رو هم نداد گفت یه دفعه نصفه ساندویچ من رو خوردی.

Tuesday, 19 January 2016

وقتی از آسمان موشک می بارید

اوایل به تهران با هواپیما حمله می کردند، آژیر می کشدند بعد چراغها رو خاموش می کردند. اواخر موشک می زدند مردم راحت بودند دیگه تاریکی نبود.

صدام سر اشرف پهلوی بمب زد، نونوایی بربری وسط خیابون بود. موج انفجار شاطر رو پرت کرد داخل تنور. سال شصت و شش شاید هم شصت و هفت

فاصله عمه ام با موشک چند متر بود، هیچ چیش نشد می گفتند موج انفجار قارچیه از روی سرش رد شده. سالهای بعد همیشه تصمیمات احمقانه می گرفت

همسایه داشتند خونش در شرف خراب کردن برای بازسازی بود، موشک ساختمون رو خراب کرد، همه هزینه های نوسازی رو از بنیاد مستضعفان گرفت

کنار استادیوم آزادی موشک زدند. رفتیم سر جایی که موشک خورده بود یه دره ایجاد شده بود. مردم شعار دادند: جنگ جنگ تا پیروزی صدام بزن جای دیروزی

یه بار هم خیابون استاد معین یه موشک عجیبی زدند، دهکده المپیک شیشه ها لرزید. اما خرابی خیلی زیاد نبود. بطور عجیبی صداش زیاد بود

یه عده هم موشک که می زدند به جای پناهگاه می رفتند پشت بوم، از رد موشک منطقه فرودش رو تخمین می زدند بعد با اخبار چک می کردند، پز می دادند.

وسط میدون آزادی بودیم دنبال ماشین، یهو موشک اومد وسط آسمان هفت تا شاخه شد هر کدوم به یک سمت. مردم همه شوکه شدند با انگشت نشون می دادند

موشک که می زدند دم باجه تلفنها شلوغ میشد، اقوام بهم تلفن می زدند که فلانی طرف شما که نخورد؟ یعنی هنوز زنده اید دیگه!