Wednesday, 9 April 2014

استقلال

یک سالی هست که از کشور خارج شده. اروپا دانشجوی دکترای مکانیک هست. برای تعطیلات سال نو میلادی رفته بودیم بهش سر بزنیم. از زندگی تنها و سختی درس می نالید. عادت کرده بود زنگ بزنه خونه اشون و غرغر کنه که درس سخت هست واحدها رو می افتم و اونها بهش می گفتند که اونجا بمون به سختی می ارزه الکی درست رو نیمه کاره رها نکن و برگرد. شاکی بود از اینکه بهش می گند برنگرد. شبی فرصتی پیش اومد با هم گپی بزنیم. بهش گفتم فکر می کنی اگر برگردی می تونی دوباره با خانواده زندگی کنی؟ می تونی به این عادت کنی که درآمدت قطع بشه و تا مدتی احتمالا از نظر مالی به خانواده وابسته باشی؟ مدتی فکر کرد، گفت نه! استقلال مالی یه جور بلوغ هست مثل تولد. جنین وقتی متولد شد دیگه نمیشه برش گردوند داخل رحم. باید یاد بگیره در دنیا خارج رحم زندگی کنه، هر چقدر سخت، هر چقدر پر رنج. 

1 comment:

  1. عالی! سپاس برای قوت قلبی که دادید

    ReplyDelete