یه چیزی شبیه این در طول سالیان گذشته همیشه در آشپرخونه اداره وجود داشت. هر کس اگر دلش میان وعده می خواست بر می داشت و پولش رو می انداخت داخل جعبه. ماه به ماه می اومدند پولها رو بر می داشتند و جعبه رو پر از خوراکی جدید می کردند.
گاهی مثلا دو سه دلار پول کم می اومد، چون مثلا یکی برداشته بود و پول خرد همراه نداشت و فراموش کرده بود که بعدا پول رو بده. رییس قبلی بدون سر و صدا این پول رو از جیبش می داد و هیچ وقت هیچ مشکلی وجود نداشت
رییس جدید، در اولین ماه های کارش وقتی متوجه شد که پول کم هست، به منشی گفت که به همه ایمیل بزنه که پنج دلار پول کم هست تا فردا پول رو بگذارید سر جاش و گرنه ما باید از جیبمون بدیم.
نتیجه؟ ماه بعدی کسری پول شد 10 دلار. ماه بعد 20 دلار. و ماه گذشته 25 دلار. این ماه تصمیم گرفتند. جعبه رو بردارند. پل اعتماد به همین راحتی با انگشت اتهام به سمت یکدیگر گرفتن شکست و از بین رفت.

No comments:
Post a Comment